به گزارش مشرق، احسان صالحی، فعال سیاسی و رسانهای طی یادداشتی نوشت:
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام ۲۶ تیر در ۳ محور نکاتی را بیان کردهاند؛ محور اول، مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب است که شروع و پایان پیام به آن اختصاص دارد. اگرچه آیتالله سید مجتبی خامنهای در پیام ۱۸ تیر خود بهتفصیل درباره تشییع حماسی و جهادگونه قائد شهید سخن گفته و بهروی مطالبه مردم در خصوص انتقام و خونخواهی تکیه کرده بودند اما در پیام اخیر مجدداً بهروی حماسه تشییع انگشت تأکید گذاشته شده است.
دلالت این تکرار و تأکید استمرار گفتگوی عمومی درباره آن حضور معنادار و تاریخی در شهرهای ایران و عراق است. عادیانگاری پدیده تشییع صرفاً این نیست که مثلاً حین واقعه موردتوجه درخور رسانهای قرار نگیرد؛ بلکه اتفاقاً ممکن است همزمان با رویداد حجم عظیمی از توجه و تولید محتوا حول آن شکل بگیرد همچنان که در ماجرای تشییع اینگونه بود اما صورت دیگری از عادیانگاری آن است که رویداد در زمان جریان خود به قله رسانهای و نقطه توجه افکار عمومی تبدیل شود اما با اتمام رویداد، جریان رسانهای و تحلیلی حول آن دچار افول و رهاسازی شود.
تشییع قائد عظیمالشأن انقلاب از جنبههای مختلف مردمشناسی، جامعهشناسی، سیاسی، امنیتی، فرهنگی و تمدنی ظرفیت غور و تعمیق دارد که پیام اخیر رهبری بهنوعی زنده نگهداشتن و تقویت این امکان و امتداد فکری و عملی است. نکته قابلتوجه دیگر در پیام رهبری، اشاره ایشان به حماسهسازی مردم در مراسم تشییع با وجود برخی محدودیتها و ناملایمات است.
اینگونه توجهات رهبر انقلاب به اجزا و ظرایفی که مردم درک عینی از آن داشتهاند، رویکرد بدیعی است که در پیامهای قبلی ایشان نیز نمونههایی از آن وجود داشت و ضمن آنکه روحیه مهربان و متواضع ایشان در قبال مردم را بازنمایی میکند باعث برقراری ارتباط مؤثرتری با مخاطب از منظر همافقی میشود.
محور دوم پیام ناظر به نقض عهد و جنگافروزی مجدد آمریکاییها است. در این بخش تمرکز رهبر انقلاب بر روی رفتار دشمن است. تعابیر ایشان در این بخش عبارت است از: نقض عهدهای مکرّر شیطان بزرگ نسبت به تفاهمنامه، اثبات بیارزش و نامعتبر بودن امضای رئیسجمهور آمریکا، زورگوئی، تمامیّتخواهی و وحشیگری، اجزاء لاینفک مرام و مسلک آمریکایی، آشکار شدن چهره واقعی و بدون نقاب شیطان بزرگ، تجربهی تاریک از جنایت و بدعهدی سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن آمریکا. در واقع بر خلاف برخی منتقدان داخلی تفاهم که به دنبال مقصر نقض عهد آمریکا در مسئولان کشور میگردند، رهبری نقطه توجه را به ماهیت و رفتار استکباری آمریکا بازمیگرداند.
نکته دیگر در این بخش از پیام، تعیین مسیر و چشمانداز در برابر تجاوز جدید دشمن است. چگالی کلمات در این بخش بسیار بالا است و در کوتاهترین عبارات، راهبرد کشور اعلام شده که عبارت است از: درسهای فراموشنشدنی برای دشمن با وارد کردن هزینههای سنگینتر و بیآبرویی بیشتر برای آن. فاعل و مجری این بخش ملت ایران و جبهه مقاومت بیان شده است. این یعنی در کنار ملت ایران، ارکان جبهه مقاومت به صورت جدی وارد عمل خواهند شد و باید منتظر جلوههای این نقشآفرینی باشیم. راهبرد کشور بر این اساس است که به دشمن باید درد و هزینههای بیشتر نظامی، اقتصادی و حیثیتی وارد شود.
دلالت رسانهای این بخش از پیام آن است که باید آمادگی لازم در افکار عمومی برای تشدید درگیریها با دشمن ایجاد شود.
بخش سوم پیام به صورت کامل ناظر به اتحاد و انسجام داخلی است. در واقع اگر بتوان محور دوم پیام را مصداق "اشداء علی الکفار" دانست، محور سوم تکمیل آن با تأکید بر "رحماء بینهم" است. آغاز این فراز با تعبیر "از جمله اصولیترین امور در این برهه" یادآور عبارت ایشان در پیام ۲۸ خرداد یعنی "علیالاصول" است. رهبر انقلاب، علیالاصول خود در پیام پیشرو را مبتنی بر "اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدّس" صورتبندی کردهاند و از اینجا تا پایان بخش سوم پیام، چارچوبهای صیانت از این امر مقدس و الزامات آن را برمیشمرند. در واقع بخش سوم پیام ربط وثیقی با بخش قبلی دارد. در شرایطی که دشمن حیلهگر و جنایتکار، دست به نقض عهد و جنگافروزی جدیدی زده است، از طرفی ید واحده بودن در برابر آن یک بدیهی عقلی برای پیروزی است و از طرف دیگر، غفلت از این امر ضروری و مشغول شدن به درگیریهای داخلی ولو با انگیزههای بظاهر خوب، در واقع بازی در زمین دشمن است.
بعد از پیام ۲۸ خرداد رهبری درباره مذاکرات، برخی افراد مدعی شدند از آنجا که در آن پیام و پیامهای پس از آن، تأکیدات قبلی درباره وحدت و حمایت از مسئولان تکرار نشده است، رهبری علامت خروج بر مسئولان و فاصلهگذاری با آنان را صادر کردهاند لذا ما وظیفه داریم که این مرز و اختلاف بین رهبری و دیگر مسئولان کشور را برجسته کنیم و جبهه تقابلآمیزی را در مقابل مسئولانی که نظری متفاوت با نظر رهبری داشته و تفاهم را به ایشان تحمیل کردهاند، ایجاد کنیم.
با این توجیه و تأویل تحریفآمیز بود که در ادبیات منتقدان، روز به روز تندی بیشتری به مسئولان کشور رواج یافت و دامنه آن به برخی اجتماعات شبانه نیز گسترش یافت و مایه تفرقه و اختلاف شد. اما رهبر انقلاب در پیام اخیر خود با این جمله که "همانگونه که پیش از این مکرّراً و مؤکّداً تذکر داده شد، صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و تنازع، اختلافات سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی وظیفهی همگانی است" خیلی شفاف بیان کردهاند که قبل از این بارها تأکید و تذکر داده شده است حفظ وحدت و پرهیز از منازعات وظیفه عمومی است. این توقع که رهبری در هر پیام خود وظایف مکرراً پیشگفته را تکرار کنند و اگر چنین نشد، برخی در پی توجیه اهواء و رفتارهای نادرست خود برآیند، انتظاری عجیب و غیرمنطقی است.
نکته قابل توجه دیگر در این پیام، تأکید رهبری بر روی استمرار اعتماد ملت به مسئولان دلسوز در هر سه قوه برای صیانت از منافع ملی است. این توصیه نیز در نقطه مقابل رفتار جریانهایی است که همّ و غم خود را در این مدت بر روی اعتبارزدایی از مسئولان و نهادهای مهم کشور قرار داده بودند و با برچسبهایی همچون خیانت، حماقت، کودتا، تحمیل، سازش، چوب حراج زدن بر داراییهای کشور و از این قبیل، فضای داخلی را متشنج و مطالباتی همچون برکناری برخی از سران قوا یا مسئولان نظامی و یا انحلال نهادهای عالی همچون شورای عالی امنیت ملی را مطرح کردند. هر چه به این افراد گفته میشد در پیام ۲۸ خرداد نیز رهبری از مسئولان و دستاندرکاران تفاهم با صفاتی همچون دلسوز، با حسن نظر و تلاش زیاد، یاد کردهاند و این صفات، صفاتی نیست که برای افراد به زعم شما خائن یا سازشکار استعمال شود، تأثیری در روند اعتمادزدایی آنها از مسئولان کشور نداشت.
مسئله مهم دیگر در پیام رهبری، انتظار مضاعف ایشان از مسئولان و بخصوص عناصر دلسوز انقلابی برای صیانت از چارچوب وحدت و انسجام ملی است. در واقع این افراد همچون مادر واقعی باید اهتمام بیشتری به رعایت چارچوبهای مصرّح در فرمایشات رهبری که پر تکرارترین آنها وحدت ملی است داشته باشند نه اینکه برخی در پوشش دفاع از نظام و رهبری، در شکستن این چارچوب خطشکنی کنند.
رهبر انقلاب در پیام خود به قشر دلسوز انقلاب که با اخلاص و خیرخواهی مطالب انتقادی درباره مسئولان مطرح میکنند، توجه و عنایت ویژهای دارند و خود این افراد و اهتمام و نگرانیهای آنها را سرمایههای ارزشمند و برخی از آنها را پیشروان بصیرت میخوانند اما چارچوبی که برای انتقاد مشخص میکنند چارچوب بسیار روشن و دقیقی است که اگر رعایت شود هم برکت از کار گرفته نمیشود هم دشمن به طمع نمیافتد و علامت ضعف از ما نمیگیرد. چارچوب عبارت است از اینکه "انتقادها نباید بهگونهای باشد که در آن به افراد بیگناه ظلم شود، یا موجب شکست وحدت و انسجام اجتماعی شود و یا دشمن علامت ضعفی از ما دریافت کند." رهبری انتقاد و منتقدی را که در این چارچوب عمل کند نه تنها سرکوب نمیکند بلکه عمل او را که برخاسته از نیّت خوب و مخلصانه اوست، موجب رونق و شکوفایی میدانند.
در ایام جنگ ۴۰ روزه دستور و رویکرد قرآنی "اشداء علی الکفار رحماء بینهم" در بهترین شکل در سطوح مختلف کشور جریان داشت. جنگ وجودی و همهجانبه ما با اشرار عالم خاتمه نیافته است. همان همبستگی و کار مشترک امروز بلکه بیش از گذشته مورد نیاز است.
روح پیام ۲۶ تیر رهبر انقلاب که بسیار روشن و دقیق نگاشته شده و هر کسی میتواند وظیفه خود را از آن به روشنی دریافت کند، تقویت حسن ظن و همدلی بین نیروهای داخلی و مستحکم کردن جامعه برای مقابله با تجاوز خارجی است.




